تبليغاتX
و اینک من ؛شاید خودم - ...
خودت و شاید تو
جهان آلوده ي خواب است  فرو بسته است

وحشت در به روي هر تپش ‚

 هر بانگ چنان كه من به روي خويش

در اين خلوت كه نقش دلپذيرش نيست

 و ديوارش فرو ميخواندم

 در گوش ميان اين همه انگار چه پنهان رنگ ها دارد

 فريب زيست شب از وحشت گرانبار است

جهان آلوده خواب است

و من در وهم خود بيدار

چه ديگر طرح مي ريزد

 فريب زيست در اين خلوت كه حيرت نقش ديوار است ؟

 

راستش یادم رفته از کیه...اما دوسش دارم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 22:16  توسط شاید آدمم  |